المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
687
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
چند فايده : 1 - آيه دلالت دارد بر عدم تعيين اندازهء مشخّصى در مهريّه ، و اينكه مهر به اندازهاى است كه دو طرف بر آن توافق نمايند . و به همين دليل « وقتى عمر در منبر از زيادهروى در مهر ( چيزهاى خيلى گرانبها را مهريّه زنان قرار دادن ) منع مىكرد ، زنى به او گفت : آيا ما را از چيزى كه خداوند حقّ ما قرار داده است ، منع مىكنى ، و اين آيه را تلاوت كرد . عمر در جواب گفت : همه از عمر ، فقيهترند ، حتّى زنان . « 1 » 2 - آيه دلالت دارد بر اينكه مهر ، با دخول مستقرّ مىشود ، چون « كيف تأخذونه » را إفضاء دانسته است . 3 - روايت شده است كه اگر كسى مىخواست دوباره ازدواج كند ، همسرش را متّهم به زنا مىكرد تا وى را مجبور به بخشيدن مهرى را كه گرفته است ، بنمايد و او اين مهر را مهر همسر جديدش ، سازد ، كه از اين كار نهى شدند . بنابراين مقيّد كردن نهى به صورت اراده جايگزينى زنى با زن ديگر به خاطر سبب نزول بود و در اصول ثابت شده است كه خصوصيّت سبب ، حكم را تخصيص نمىزند . 4 - برخى گفتهاند كه اين آيه به وسيلهء آيهء « فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ « 2 » » ؛ يعنى : « اگر بترسيد كه زوجين حدود الهى را رعايت نكنند ، مانعى براى آنها نيست كه زن مهريّه و عوضى بپردازد » . نسخ شده است . امّا مشهور آن است كه گفتهاند : آيه محكم و غير منسوخ است كه اين قول أصحّ است ، زيرا نهى در آيه به بهتان است كه نوعى از اكراه مىباشد و شكّى نيست كه اگر زوجه براى بخشيدن مهر خود ، تحت اكراه و فشار باشد ، ملكيت واقع نمىشود و خلع تمام نمىگردد . * * * [ 306 ] آيهء سوّم : « لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً ، وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ ، وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ » ؛ « 3 » « اگر زنان را قبل از آميزش جنسى ، يا تعيين مهر طلاق دهيد ، گناهى بر شما نيست ، آنها را ( با هديّهاى مناسب ) بهرهمند سازيد . آن كس كه توانايى دارد به اندازه توانايىاش و آن كس كه تنگدست است ، به اندازه ناتوانى خودش ، هديّهاى شايسته بدهد و اين بر نيكوكاران الزامى است » .
--> ( 1 ) . در كتاب الايضاح فضل بن شاذان ، صفحه 197 ، اين گونه روايت شده است كه : « چگونه ما را از چيزى كه خداوند به ما عطا فرموده ، منع مىكنى آن وقت بود كه گفت : تمام مردم از عمر فقيهترند ، حتى مخدّرات . ( 2 ) . سورهء مباركهء بقره ، آيه 229 . ( 3 ) . سورهء مباركهء بقره ، آيهء 236 .